بعضی نام ها عطر خوشایندی دارند.

می پیچند در کوچه های بن بست و تو را به یاد خاطرات دورت می اندازند؛

که کودک بودی و هر صبح می گفتی که این صدای گرم پدر است که بیدارت می کند یا عطر عجیبی که فضا را پر کرده است.

بعضی نام ها عطر خوشایندی دارند. می پیچند در خیابان های دم غروب.

مثل صدای اذان که هر شب می شنوی و هر بار مثل نخستین بار دلت می لرزد.

بعضی نام ها برکت دارند. کهه نمی شوند . هر روز تکرار می شوند و ادامه دارند انگار بخشی از شناسنامه ات شده اند ،

بخشی از یادگاری هایی که برایت عزیزند و تو را می برند به آنجا که شاعر شوی.

مثل هوای اول پاییز ، مثل نسیم مبهمی که از گندمزار می وزد.

مثل بوی گندم که اهلی ات می کند ، که عاشقت می کند و با تو می ماند.

بی گمان شاعری که سالها پیش در این حوالی زندگی می کرده است حرمت این نام را لمس کرده بود

وقتی که سرود : نان را از هر طرف که بخوانی نان است.

/ 1 نظر / 10 بازدید
هشت بهشت

عجب عكس قشنگي