زندگی ام به یک سرعتگیر احتیاج دارد.

یک نفر که در مواقع عصبانیت ترمز دستی ام را بکشد و نگذارد حجم صدایم پشت کسی را بلرزاند .

 

باید برای اوقات خوشحالی های بیش از حدم فکری کنم

 

برای آن لحظه که روی هوا قول می دهم و کمی که می گذرد

 

خودم هم می مانم که آخر چطور چنین وعده ی احمقانه ای دادم

 

و کسی را بیخود و بی چهت امیدوار کردم ! دقایق ناراحتی ام هم به یک کنترل چی نیاز دارد،

 

وقتی که قلبم می شکند خودم را در آینه نمی شناسم. همان موقع که جهان را قفس می بینم

و هیچ بعید نیست به همه ی دوستانم یک پیام همگانی بدهم

که هیچ کدامتان را دوست ندارم .

چه دروغ بزرگی!

آدم تا زندگی آدمها را دوست نداشته باشد ، دلش نمی گیرد .

کاش کسی مراقب روزهای عاشقی ام باشد ،

کسی که مدام حواسم را جمع کند

که محبت هم حساب و کتاب دارد و اگر از حد بگذرد

قانون جذب را به هم زدم.

 من به یک سرعت گیر نیاز دارم

در این جهان که پر شتاب پیش می رود.

/ 0 نظر / 7 بازدید