راحت ببخش

حافظه ام را درجه بندی کرده ام. قوی، متوسط، ضعیف.

حافظه نیرومند را گذاشته ام برای خوبی هایت. باور نمی کنی؟

می خواهی بگویم تا به حال چند بار لیوان آب خنک دستم داده

ای؟! حتی حواسم به تکه های یخی که به خاطر من اضافه

کرده ای هم بوده. داشتم می گفتم... حافظه ام وقتی در سطح

متوسط کار می کند که قرار است خوبی های خودم را به یاد

بیاورم. حفظ اندازه اش خیلی سخت است. باید کار های مفیدم

را طوری توی ذهنم مرور کنم که نه رنگ و بوی منت به خودش

بگیرد و نه از آن طرف احساس کنم سادگی هایم دارد پیچیده

می شود. و اما حافظه ضعیف... این یکی را خیلی دوست دارم.

هر چه ضعیف تر می شود آرامش بیشتری می گیرم. راحت می

بخشم. نمی گذارم هیچ کینه ای توی قلبم بماند. حالا بدی های

تویی که برایم خیلی عزیزی و حتی بدی های هر آدم هفت

پشت غریبه هم زود از یادم می رود. احساس می کنم پیر نمی

شوم. دلم دریاست و در چشم هایم آسمان خانه دارد. تو هم

بعضی وقت ها فیتیله حافظه ات را بیاور پایین. راحت ببخش.

/ 1 نظر / 9 بازدید