گرسنه بودم و از عشق سیرتر شده ام

من از تو گفتم، بی نظیرتر شده ام

اگر چه جنگ میان من و تو کشته نداد

ولی چه سود که هر شب اسیرتر شده ام

دراز دستی کن سیبِ سرخ تازه بچین

که زیر بار غمت سر به زیرتر شده ام

دعای مادرت انگار مستجاب شده

که از گدای محل،گوشه گیرتر شده ام

رگم برای تو، خون مرا به شیشه بکن

که از تمام امیران، کبیرتر شده ام

رسیده ایم به هم بعد سال ها تأخیر

تو بچه تر شده ای حیف، پیرتر شده ام

نمانده صبر و قراری برو کم آوردم

من از قرار تو عمری ست دیرتر شده ام

 

«امید صباغ نو»

/ 1 نظر / 11 بازدید
علی

سلام دوسته عزیز؛ شادی پروانه ای است که هرچه تقلا کند نمی توانی ان را شکار کنی، باید ارام باشی تا روی شانه هایت بنشیند،پس زندگیت سرشار از ارامش وشانه هایت پرازپروانه.